دارم دلکی به تیغ هجران خسته
از یار جدا و با غمش پیوسته
آیا بود آنکه بار دیگر بینم
با یار نشسته و ز غم وارسته؟
زمین
امروز منم عهد مصیبت بسته
برخاسته دل میان خون بنشسته
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 42
بلبل سخنی گفت به گل آهسته
یعنی که بپیوند بدین دلخسته
عطارمختارنامهباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 44
میپرسیدم دوش ز شمع آهسته
کاخر به خوش آیدت بگو ای خسته!
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 76
فارسی متن کا ماخذ: گنجور