صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 299

غزل شمارهٔ 299

شاعر: عراقی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

همی گردم به گرد هر سرایی

نمی‌یابم نشان دوست جایی

2

وگر یابم دمی بوی وصالش

نیابم نیز آن دم را بقایی

3

وگر یک دم به وصلش خوش برآرم

گمارد در نفس بر من بلایی

4

وگر از عشق جانم بر لب آید

نگوید: چون شد آخر مبتلایی؟

5

چنان تنگ آمدم از غم که در وی

نیابی خوشدلی را جایگایی

6

عجب زین محنت و رنج فراوان

که چون می‌باشد اندر تنگنایی؟

7

ازین دریای بی‌پایان خون خوار

برون شد کی توان بی‌آشنایی؟

8

مشامم تا ازو بویی نیابد

نیابد جان بیمارم شفایی

9

مرا یاری است، گر خونم بریزد

نیارم خواست از وی خون بهایی

10

غمش گوید مرا: جان در میان نه

ازین خوشتر شنیدی ماجرایی؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کشید کار ز تنهاییم به شیدایی

ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 298

اگلی نظم

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟

به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 35

بر من نیستی یارا کجایی

به هر جایی که هستی جان فزایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2671

دلا در روزه مهمان خدایی

طعام آسمانی را سرایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2672

سؤالی دارم ای خواجه خدایی

که امروز این چنین شیرین چرایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2673

بیاموز از پیمبر کیمیایی

که هر چت حق دهد می‌ده رضایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2675

کجایید ای شهیدان خدایی

بلاجویان دشت کربلایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2707

تو هر روزی از آن پشته برآیی

کنی مر تشنه جانان را سقایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2708

بیا ای یار کامروز آن مایی

چو گل باید که با ما خوش برآیی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2711

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور