شاعر: رومی
زمین
مرا دل با یکی مانده ست جایی
که ناید روزی از کویش صبایی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930
ز بس کز آشنایان زخم خوردم
زند گر حلقه گردم اژدهایی
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4
پدید آمد رسوم بی وفایی
نماند از کس نشان آشنایی
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 35
تو با این لطف طبع و دلربایی
چنین سنگیندل و سرکش چرایی؟
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 502
گرم راحت رسانی ور گزایی
محبت بر محبت میفزایی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 507
خداوندان نعمت را کرم هست
ولیکن صبر به بر بینوایی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 194
طبیبی را حکایت کرد پیری
که میگردد سرم چون آسیایی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 195
مکن ای بی وفا ناآشنایی
در آتش سوخت گل از بی وفایی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6971
دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی
که در وی خوشدلی را نیست جایی
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 293
سحرگه بر در راحت سرایی
گذر کردم شنیدم مرحبایی
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 297