عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23غزل شمارهٔ 23شاعر: عراقیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نداستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: سهیل قاسمیآڈیوسهیل قاسمیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسهیل قاسمیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںندیدهام رخ خوب تو، روزکی چند استبیا، که دیده به دیدارت آرزومند است22نقل کریںبه یک نظاره به روی تو دیده خشنود استبه یک کرشمه دل از غمزهٔ تو خرسند است33نقل کریںفتور غمزهٔ تو خون من بخواهد ریختبدین صفت که در ابرو گره درافکند است44نقل کریںیکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمایکه صدهزار چو من دلشده در آن بند است55نقل کریںمبر ز من، که رگ جان من بریده شودبیا، که با تو مرا صدهزار پیوند است66نقل کریںمرا چو از لب شیرین تو نصیبی نیستاز آن چه سود که لعل تو سر به سرقند است؟77نقل کریںکسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیستشب فراق چه داند که تا سحر چند است؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنین که حال من زار در خرابات استمی مغانه مرا بهتر از مناجات استعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22اگلی نظمجانا، نظری، که دل فگار استبخشای، که خسته نیک زار استعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 24◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزمانه پندی آزادوار داد مرازمانه چون نگری سر به سر همه پند استرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 18 - زمانهشب فراق که داند که تا سحر چندستمگر کسی که به زندان عشق در بندستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 60◆آڈیوصداکار منتخب کریںسهیل قاسمیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنین که حال من زار در خرابات استمی مغانه مرا بهتر از مناجات استعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22