صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2128

غزل شمارهٔ 2128

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم

سایهٔ دیوار مژگان که زدگل بر سرم

2

خواب نازی‌ کرد پیدا شعله از خاکسترم

بالش پرواز شد واماندگیهای پرم

3

رشتهٔ تسبیحم ازگمگشته‌های یادِ کیست

تاسری از خود برآرم صدگریبان می‌درم

4

مزد ایمایی‌که از من رنگ حرفی واکشد

معنی نشنیده‌ای افتاده درگوش کرم

5

الفت خویشم بیابان‌گردی واماندگی‌ست

هر دو عالم طی شود گامی ‌که از خود بگذرم

6

انفعال جرم سامان بهشتی دیگر است

ازنم یک جبهه خجلت آب چندین‌کوثرم

7

با چنین عصیان ز دوزخ بایدم خجلت‌ کشید

ظلم مپسندید بر آتش ز دامان ترم

8

بی‌تکلّف چون حباب از قلزم آفات دهر

چشم اگر پوشم لباس عافیت دارد پرم

9

دل به عزلت خاک شد از درد آزادی مپرس

کاش از ننگ فسردن آب ‌گردد گوهرم

10

تهمت اوهام چندین دام پیدا می‌کند

طایر رنگم‌ کجا پرواز و کو بال و پرم

11

نیستم آگه مقیم خلوت اندیشه ‌کیست

اینقدر دانم که فریادی‌ست بیرون درم

12

سیر گلشن چیست تا دامان دل‌ گیرد هوس

می‌کند یاد تو از گل صد چمن رنگین‌ترم

13

بر حلاوت بس که پیچیدم غم دردم نماند

ناله‌ها بیدل به غارت داد چون نیشکرم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم

می‌توان از موی چینی سایه ‌کردن بر سرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2127

اگلی نظم

شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترم

صد شرر پرواز دارد بالش خواب از سرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2129

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

از معانی در معانی تا روم من خوشترم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1590

شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم

مهره گل گشت از گرد کسادی گوهرم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5367

شست نقش انجم از افلاک مژگان ترم

ابر شد مستغنی از دریا ز آب گوهرم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5368

آتش تر می‌دمد از طبع چون آب ترم

در معنی می‌چکد از لفظ معنی‌پرورم

عطار»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 23

بسکه چون طاوو‌س‌، پیچیده‌ست مستی در سرم

جام‌ها در گردش آید گر به خود جنبد پرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2126

بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم

می‌توان از موی چینی سایه ‌کردن بر سرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2127

شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترم

صد شرر پرواز دارد بالش خواب از سرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2129

همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم

بسکه دامن چیدم از خود زیر پا آمد سرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2133

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور