صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 238

غزل شمارهٔ 238

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما
22
شوق در بی‌دست‌وپایی نیست مأیوس طلب
چون قلم سعی قدم می‌بالد از مژگان ما
33
معنی اظهار صبح از وحشت انشا کرده‌اند
نامهٔ آهیم بی‌تابی همان عنوان ما
44
زین دبستان مصرع زلفی مسلسل خوانده‌ایم
خامشی مشکل که گردد مقطع دیوان ‌ما
55
وحشت ما زین چمن محمل‌کش صد عبرت است
نشکند رنگی که چینش نیست در دامان ما
66
یار در آغوش و نام او نمی‌دانم که چیست
سادگی ختم است چون آیینه بر نسیان ما
77
در تپیدن‌گاه امکان شوخی نظاره‌ایم
از غباری می‌توان ره بست بر جولان ما
88
مدعا از دل به لب نگذشته می‌سوزد نفس
اینقدر دارد خموشی آتش پنهان ما
99
مغتنم دار ای شرر جولانگه آغوش سنگ
تنگی فرضت بغل واکرده در میدان ما
1010
جلوه در کار است و ما با خود قناعت کرده‌ایم
به که بر روی تو باشد چشم ما حیران ما
1111
بیدل از حیرت زبان درد دل فهمیدنی‌ست
آیینه می‌پوشد امشب نالهٔ عریان ما
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داغیم چون سپند مپرس از بیان ما

در سرمه بال می‌زند امشب فغان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 237

اگلی نظم

گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما

تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما

می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22

از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

از پی آن آفتابست اشک چون باران ما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 148

درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 150

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما

نقش پای ناقه لیلی است گلریزان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 290

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 291

خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما

مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 292

گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما

تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00