صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 290

غزل شمارهٔ 290

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما
نقش پای ناقه لیلی است گلریزان ما
22
فیض ما دیوانگان کم نیست از ابر بهار
خوشه بندد دانه زنجیر در زندان ما
33
تا نسوزد تخم دلها را نیفشاند به خاک
داغ دارد ابر را تردستی دهقان ما
44
از طراوت سایه اش میراب گلشن ها شود
نبض هر خاری که گیرد دیده گریان ما
55
چون صدف در دامن ما نیست جز در یتیم
وقت ابری خوش که برمی خیزد از دامان ما
66
می کشد در خاک و خون از طعنه بی طاقتی
دیده قربانیان را دیده حیران ما
77
جوهر آیینه ما گر نماید خویش را
تخته از بال و پر طوطی شود دکان ما
88
سبزه خوابیده ما می زند پهلو به چرخ
سرو کوتاهی است عمر خضر از بستان ما
99
از بریدن پنجه خورشید و مه دارد خطر
گر برون آید ز خلوت یوسف کنعان ما
1010
از کمند ما نگارین است دایم ساق عرش
آسمان، گردی است از فکر سبک جولان ما
1111
کیست گردون تا تواند هم نبرد ما شدن؟
زهره شیران فشاند آب در میدان ما
1212
تخته نتوان کرد از کشتی دکان بحر را
خواب هیهات است پوشد دیده گریان ما
1313
می توان از سینه روشن ضمیران جمع کرد
گر بشوید آسمان سنگدل دیوان ما
1414
فیض ما بر سالکان تشنه لب پوشیده نیست
می درخشد از سیاهی چشمه حیوان ما
1515
عیب، صائب می شود در چشم پاک ما هنر
دیو را یوسف نماید پله میزان ما
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

اگلی نظم

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 291

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما

می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22

غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما

دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 238

گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما

تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

از پی آن آفتابست اشک چون باران ما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 148

درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 150

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 291

خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما

مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 292

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00