عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34شمارهٔ 34شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رخواهیبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بود2نقل کریںهر چند سلوک بیشتر خواهی کردهر لحظه ز پس ماندهتر خواهی بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل! دانی که او سزاوار تو نیستچه عشوه فروشی که خریدار تو نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 33اگلی نظمای دل بندی بس استوارت افتادناخورده می عشق، خمارت افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 35زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهرگه که تو طالب گهر خواهی بودباکوه چو سنگ در کمر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 2ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل! دانی که او سزاوار تو نیستچه عشوه فروشی که خریدار تو نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 33
اگلی نظمای دل بندی بس استوارت افتادناخورده می عشق، خمارت افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 35
هرگه که تو طالب گهر خواهی بودباکوه چو سنگ در کمر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 2