عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 33شمارهٔ 33شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارتونیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل! دانی که او سزاوار تو نیستچه عشوه فروشی که خریدار تو نیست2نقل کریںای عاشق درمانده! بیندیش آخردل برکاری منه که آن کار تو نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر بادیه ای که عقل را راهی نیستگر کوه درو،سیر کند کاهی نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 32اگلی نظمگر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیستمه را به سخن لعل شکربار تو نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر بادیه ای که عقل را راهی نیستگر کوه درو،سیر کند کاهی نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 32
اگلی نظمگر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34
گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیستمه را به سخن لعل شکربار تو نیستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 26