عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهینیستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر بادیه ای که عقل را راهی نیستگر کوه درو،سیر کند کاهی نیست2نقل کریںگر هیچ رونده ای طلب خواهی کردشایستهٔ این بادیه جز آهی نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل در ره او تصرّف خویش ندیدیک ذرّه در آن راه پس و پیش ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 31اگلی نظمای دل! دانی که او سزاوار تو نیستچه عشوه فروشی که خریدار تو نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل در ره او تصرّف خویش ندیدیک ذرّه در آن راه پس و پیش ندیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 31
اگلی نظمای دل! دانی که او سزاوار تو نیستچه عشوه فروشی که خریدار تو نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 33