عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رخواهیبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهرگه که تو طالب گهر خواهی بودباکوه چو سنگ در کمر خواهی بود2نقل کریںهرچند که دیده تیزتر خواهی یافتدر نقطهٔ کُنْه کورتر خواهی بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیپنداری که جان توانی دیدناسرار همه جهان توانی دیدنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 1اگلی نظمآن نقطه که کیمیای دولت آن استبگذر ز جهان که بیخ آن در جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 3زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیپنداری که جان توانی دیدناسرار همه جهان توانی دیدنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 1
اگلی نظمآن نقطه که کیمیای دولت آن استبگذر ز جهان که بیخ آن در جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 3
گر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34