عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 35شمارهٔ 35شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارتافتادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل بندی بس استوارت افتادناخورده می عشق، خمارت افتاد2نقل کریںاندیشه نمیکنی و درکار شدیباری بنگر که با که کارت افتاد!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34اگلی نظمهر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 36ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر در همه عمر در سفر خواهی بودهمچون فلکی زیر و زبر خواهی بودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 34
اگلی نظمهر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 36