عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 36شمارهٔ 36شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونبرسیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسی2نقل کریںگفتی: «برسم درو و باقی گردم»چون کس نرسد درو، درو چون برسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل بندی بس استوارت افتادناخورده می عشق، خمارت افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 35اگلی نظمهر چند که اهل راز میباید گشتهم با قدم نیاز میباید گشتعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 37ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل بندی بس استوارت افتادناخورده می عشق، خمارت افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 35
اگلی نظمهر چند که اهل راز میباید گشتهم با قدم نیاز میباید گشتعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 37