عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 37شمارهٔ 37شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازمیبایدگشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند که اهل راز میباید گشتهم با قدم نیاز میباید گشت2نقل کریںتا چند روی، چو راه را پایان نیستچون میدانی که باز میباید گشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 36اگلی نظمگاه از مویی مشوشت باید شدگه نیز به هیچ دل خوشت باید شدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 38ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 36
اگلی نظمگاه از مویی مشوشت باید شدگه نیز به هیچ دل خوشت باید شدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 38