عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اربسیاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل چو حجاب و پرده در کار بسی استخون خورکه درین حجاب خون خوار بسی است2نقل کریںچون در ره او خرقه و زنار بسی استاز دیده نهان است که اغیار بسی است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکو کس که چو بوده گشت نابوده نشدوز آسِ سپهرِ سرنگون سوده نشدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 37اگلی نظمهمچون شمعی چند گدازم چکنمسیماب شدم تیز چه تازم چکنمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 39زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاینجا که منم، پردهٔ پندار بسی استوانجا که تویی، پردهٔ اسرار بسی استعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکو کس که چو بوده گشت نابوده نشدوز آسِ سپهرِ سرنگون سوده نشدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 37
اگلی نظمهمچون شمعی چند گدازم چکنمسیماب شدم تیز چه تازم چکنمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 39
اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی استوانجا که تویی، پردهٔ اسرار بسی استعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 41