عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازمچكنمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهمچون شمعی چند گدازم چکنمسیماب شدم تیز چه تازم چکنم2نقل کریںای بس که ز ذرّه ذرّه، جُستم عمریشمیباز نیابمش چه سازم چکنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل چو حجاب و پرده در کار بسی استخون خورکه درین حجاب خون خوار بسی استعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 38اگلی نظمدرداکه قرار از دل سرمستم رفتخون شد دلم و امید پیوستم رفتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 40زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز مرگ تو فاش گشت رازم چکنمچون تو بشدی من به که نازم چکنمعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 36ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل چو حجاب و پرده در کار بسی استخون خورکه درین حجاب خون خوار بسی استعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 38
اگلی نظمدرداکه قرار از دل سرمستم رفتخون شد دلم و امید پیوستم رفتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 40
از مرگ تو فاش گشت رازم چکنمچون تو بشدی من به که نازم چکنمعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 36