عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 37شمارهٔ 37شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: سودهنشدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکو کس که چو بوده گشت نابوده نشدوز آسِ سپهرِ سرنگون سوده نشد2نقل کریںبس کس که خیال چرخ پیمود و بسیتا جمله فرو شدند و فرسوده نشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نیست دلم را جز ازو دلجوییسرگشته شدم گردِ جهان چون گوییعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 36اگلی نظمای دل چو حجاب و پرده در کار بسی استخون خورکه درین حجاب خون خوار بسی استعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 38ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون نیست دلم را جز ازو دلجوییسرگشته شدم گردِ جهان چون گوییعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 36
اگلی نظمای دل چو حجاب و پرده در کار بسی استخون خورکه درین حجاب خون خوار بسی استعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 38