ای آن که به قدر برتر از افلاکی
میپنداری کانچه تویی از خاکی
در خویش غلط مکن بیندیش و بدانک
ذاتی عجبی و جوهری بس پاکی
زمین
ای پاکی تو منزّه از هر پاکی
قُدُّوسی تو، مقدّس از ادراکی
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 1
دوش آمد و گفت: روز و شب غمناکی
تا بنشستی بر درِ ما بی باکی
عطارمختارنامهباب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوقشمارهٔ 15
بر خاک بسی نشستم از غمناکی
تا وارستم ازین حجاب خاکی
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 80
فارسی متن کا ماخذ: گنجور