عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اببودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: این کرا تاب بودکز آتش تیز بی خور وخواب بود2نقل کریںآبم کند آتش که به من بسته دلستآتش دیدی که تشنهٔ آب بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: کشتهام هر سحریپس سوخته هر شبی به دست دگریعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 41اگلی نظمشمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده استبر خود خندم که چشم من گرینده استعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 43زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 846هر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 847ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: کشتهام هر سحریپس سوخته هر شبی به دست دگریعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 41
اگلی نظمشمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده استبر خود خندم که چشم من گرینده استعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 43