رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 847رباعی شمارهٔ 847شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اببودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بود2نقل کریںآبی که ترا تیره کند زهر بودزهری که ترا صاف کند آب بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 846اگلی نظمهر قبض اثر علت اولی باشدصورت همه مقبول هیولی باشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 848زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: این کرا تاب بودکز آتش تیز بی خور وخواب بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 42هر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 846ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 846
شمع آمد و گفت: این کرا تاب بودکز آتش تیز بی خور وخواب بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 42