رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 846رباعی شمارهٔ 846شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اببودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بود2نقل کریںآبی که ترا تیره کند زهر بودزهری که ترا صاف کند آب بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر شب که ز سودای تو نوبت بزنندآن شب همه جان شوند هرجا که تنندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 845اگلی نظمهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 847زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: این کرا تاب بودکز آتش تیز بی خور وخواب بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 42هر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 847ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر شب که ز سودای تو نوبت بزنندآن شب همه جان شوند هرجا که تنندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 845
اگلی نظمهر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 847
شمع آمد و گفت: این کرا تاب بودکز آتش تیز بی خور وخواب بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 42