عطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 27شمارهٔ 27شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آمده از شوق تو جان بر لب منچون روز قیامت است بی تو شب من2نقل کریںآخر سخنی از من بی دل بشنوتاکی ز خموشی من و یارب من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر روز ز نو پردهٔ دیگر سازیتادر پس پرده عشق با خود بازیعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 26اگلی نظمگر در سخنم باتو سخن را چه کنییا درد نو و عشق کهن را چه کنیعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 28زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآخر بدمد صبح امید از شب منآخر نه به جایی برسد یارب من؟عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 124شمع آمد و گفت: جان نگر بر لبِ منگردون به خروش آمد از یاربِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 29ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر روز ز نو پردهٔ دیگر سازیتادر پس پرده عشق با خود بازیعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 26
اگلی نظمگر در سخنم باتو سخن را چه کنییا درد نو و عشق کهن را چه کنیعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 28
شمع آمد و گفت: جان نگر بر لبِ منگردون به خروش آمد از یاربِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 29