عطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 28شمارهٔ 28شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدننتوانہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی تو به وجود آرمیدن نتوانبا تو به جز از عدم گزیدن نتوان2نقل کریںکاریست عجب، در تو رسیدن نتوانوانگه ز تو یک لحظه بریدن نتوان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک لحظه که در گفت و شنید آئی توصد عالم بسته را کلید آئی توعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 27اگلی نظماز بس که در انتظار تو گردون گشتتا روز همه شب،ز شفق، در خون گشتعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 29زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعقلی که خلاف تو گزیدن نتواندینی که ز عهد تو بریدن نتوانرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1493عقلی که خلاف تو گزیدن نتواندینی که ز شرط تو بریدن نتوانسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 304ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک لحظه که در گفت و شنید آئی توصد عالم بسته را کلید آئی توعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 27
اگلی نظماز بس که در انتظار تو گردون گشتتا روز همه شب،ز شفق، در خون گشتعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 29