عطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 29شمارهٔ 29شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونگشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز بس که در انتظار تو گردون گشتتا روز همه شب،ز شفق، در خون گشت2نقل کریںچون راه نیافت از پس و پیش به تودر خویش به صد هزار قرن افزون گشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی تو به وجود آرمیدن نتوانبا تو به جز از عدم گزیدن نتوانعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 28اگلی نظمدر مُلکتِ تو نیست دویی، ای همه توملک تو یکی است معنوی،ای همه توعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 30ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی تو به وجود آرمیدن نتوانبا تو به جز از عدم گزیدن نتوانعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 28
اگلی نظمدر مُلکتِ تو نیست دویی، ای همه توملک تو یکی است معنوی،ای همه توعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 30