سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 304رباعی شمارهٔ 304شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدننتوانہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعقلی که خلاف تو گزیدن نتواندینی که ز شرط تو بریدن نتوان2نقل کریںوهمی که به ذات تو رسیدن نتواندهری که ز دام تو رهیدن نتوان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماکنون که ز دونی ای جهان گذراناستام ز زر همی زنی بهر خرانسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 303اگلی نظمیک شب غم هجران تو ای جان جهانبا هشت زبان بگفتم ای کاهش جانسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 305زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعقلی که خلاف تو گزیدن نتواندینی که ز عهد تو بریدن نتوانرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1493بی تو به وجود آرمیدن نتوانبا تو به جز از عدم گزیدن نتوانعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 28ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماکنون که ز دونی ای جهان گذراناستام ز زر همی زنی بهر خرانسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 303
اگلی نظمیک شب غم هجران تو ای جان جهانبا هشت زبان بگفتم ای کاهش جانسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 305
بی تو به وجود آرمیدن نتوانبا تو به جز از عدم گزیدن نتوانعطار»مختارنامه»باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه»شمارهٔ 28