صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
  4. »شمارهٔ 5

شمارهٔ 5

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: وست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست

هر حکم که او کرد، چو او کرد نکوست

2

چون دانستم که مغزِ جانی ای دوست

از شادی این مغز نگنجم در پوست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

این بادیهٔ تو را سری پیدا نه

پختن طمعِ وصل تو جز سودا نه

عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 4

اگلی نظم

دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید

در حلق به جز حلقهٔ اشکال ندید

عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 6

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از دوستی دوست نگنجم در پوست

در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 154

امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست

میگردم تا بصبح در خانهٔ دوست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 170

ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست

هشدار که در میان جان داری دوست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 180

خواهی که ترا کشف شود هستی دوست

بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 294

دلدار اگر مرا بِدِراند پوست

افغان نکنم نگویم این درد از اوست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 322

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 360

از بس که بیازرد دل دشمن و دوست

گویی به گناه مسخ کردندش پوست

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 20

ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست

هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 21

چون حال بدم در نظر دوست نکوست

دشمن ز جفا گو ز تنم برکن پوست

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 22

غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست

وآن را که غم تو کُشت، فاضل‌تر ازوست

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 23

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور