عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59شمارهٔ 59شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شدیدمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدم2نقل کریںاز هر تر و خشک و دخل و خرجی که بودخرجم همه اشک و دخل آتش دیدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: میروم حیران منگه کشته و گه مرده و گه گریان منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 58اگلی نظمشمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاستآتش در من گرم رود دل خوش خاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 60زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدمدل را به میانه در کشاکش دیدمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: میروم حیران منگه کشته و گه مرده و گه گریان منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 58
اگلی نظمشمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاستآتش در من گرم رود دل خوش خاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 60
تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدمدل را به میانه در کشاکش دیدمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 18