عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شدیدمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدمدل را به میانه در کشاکش دیدم2نقل کریںتا روی چوآتش تودیدم از دوردور از رویت به چشم آتش دیدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای تُرک! دلم غاشیه بر دوش تو شدجانم ز جهان واله و مدهوش تو شدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 17اگلی نظمدر جنب رخت چو ماه میننمایدمیگردد و میکاهد و میافزایدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 19زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای تُرک! دلم غاشیه بر دوش تو شدجانم ز جهان واله و مدهوش تو شدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 17
اگلی نظمدر جنب رخت چو ماه میننمایدمیگردد و میکاهد و میافزایدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 19
شمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59