عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 60شمارهٔ 60شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شخاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاستآتش در من گرم رود دل خوش خاست2نقل کریںگرداب بلا بر سر من میگرددگرداب که دیده است که از آتش خاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59اگلی نظمشمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخترفتم که مرا ز پای تا سر همه سوختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 61ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59
اگلی نظمشمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخترفتم که مرا ز پای تا سر همه سوختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 61