عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 61شمارهٔ 61شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رهمهسوختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخترفتم که مرا ز پای تا سر همه سوخت2نقل کریںخشکم همه از دست شد و تر همه سوختاشکی دو سه نم بماند و دیگر همه سوخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاستآتش در من گرم رود دل خوش خاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 60اگلی نظمشمع آمد و گفت: جان من پُردرد استزین اشک که آتشم به روی آورده استعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 62ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاستآتش در من گرم رود دل خوش خاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 60
اگلی نظمشمع آمد و گفت: جان من پُردرد استزین اشک که آتشم به روی آورده استعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 62