عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 58شمارهٔ 58شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: میروم حیران منگه کشته و گه مرده و گه گریان من2نقل کریںبخریدهام این فروختن از جان منمینفروشم تا نکنم تاوان من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: میفروزم همه شبکز سوختن است همچو روزم همه شبعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 57اگلی نظمشمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: میفروزم همه شبکز سوختن است همچو روزم همه شبعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 57
اگلی نظمشمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدمخود را که سرافکنده و سرکش دیدمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 59