عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 57شمارهٔ 57شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وزمهمهشبہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: میفروزم همه شبکز سوختن است همچو روزم همه شب2نقل کریںهر چند زبان چرب دارم همه روزاز چرب زبانی است سوزم همه شب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: یارِ من خواهد بودپروانه که جان سپارِ من خواهد بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 56اگلی نظمشمع آمد و گفت: میروم حیران منگه کشته و گه مرده و گه گریان منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 58زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل در غم عشقِ دلفروزم همه شبوز آتش دل میان سوزم همه شبعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 24ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: یارِ من خواهد بودپروانه که جان سپارِ من خواهد بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 56
اگلی نظمشمع آمد و گفت: میروم حیران منگه کشته و گه مرده و گه گریان منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 58
دل در غم عشقِ دلفروزم همه شبوز آتش دل میان سوزم همه شبعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 24