عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 56شمارهٔ 56شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارمنخواهدبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: یارِ من خواهد بودپروانه که جان سپارِ من خواهد بود2نقل کریںاول چو بشویمش به اشکی که مراستآخر لحدش کنارِ من خواهد بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: سوزِ من گر دانیچندین بنسوزیم درین حیرانیعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 55اگلی نظمشمع آمد و گفت: میفروزم همه شبکز سوختن است همچو روزم همه شبعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 57ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: سوزِ من گر دانیچندین بنسوزیم درین حیرانیعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 55
اگلی نظمشمع آمد و گفت: میفروزم همه شبکز سوختن است همچو روزم همه شبعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 57