هر چند که نیست هیچ از حق خالی
سر در کش و دم مزن چرا مینالی
کان را که فرو شود به گنجی پایی
سر بر سرِ آن گنج بُرَندش حالی
زمین
ای دل چو وصال یار دیدی حالی
در پای غمش بمیر تا کی نالی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1732
عاینت حمامة تحاکی حالی
تبکی و تصیح فوق غصن عالی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1903
مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی
تو مرغ کجائی که چنین خوشحالی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1954
کردیم بسی جام لبالب خالی
تا بو که نهیم لب بران لب حالی
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 140
فارسی متن کا ماخذ: گنجور