عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 64شمارهٔ 64شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ایافتادہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا زلف ترا به خونِ دل، رای افتاددل در سرِ زلفِ تو به صد جای افتاد2نقل کریںاز بس که سرِ زلفِ تو کردند به خمدیدم که سرِ زلفِ تو در پای افتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافتگه زلفِ تو از بند دلم خواهد تافتعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 63اگلی نظمدر زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون استهر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون استعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 65زمینہم وزن و قافیہ نظمیںماهی که به حسن، عالم آرای افتادجان در طلبش شیفته هر جای افتادعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 24ماهی که چو مهر عالم آرای افتادتا هر کس را به مهر او رای افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 6ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافتگه زلفِ تو از بند دلم خواهد تافتعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 63
اگلی نظمدر زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون استهر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون استعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 65
ماهی که به حسن، عالم آرای افتادجان در طلبش شیفته هر جای افتادعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 24
ماهی که چو مهر عالم آرای افتادتا هر کس را به مهر او رای افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 6