عطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 8شمارهٔ 8شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادازمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون یار نمیکند همی یاد از منبرخاست چو زیرِ چنگ فریاد از من2نقل کریںمشکل کاری که اوفتادست مرامن بندهٔ یار و یار آزاد از من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم: چو تو بردی سبق اندر خوبیبگزیدمت ازدو کون در محبوبیعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 7اگلی نظمتشنه بکشد مرا و آبم ندهدمخمور خودم کند شرابم ندهدعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 9زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز بسکه فساد و ابلهی زاد از مندر عمر کسی نگشت دلشاد از منرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1387ای داد که هست جمله بیدار از منای من که هزار آه و فریاد از منرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1402اکنون که ستد هوای تو داد از منگر جان بدهم نیایدت یاد از منسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 316ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم: چو تو بردی سبق اندر خوبیبگزیدمت ازدو کون در محبوبیعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 7
اگلی نظمتشنه بکشد مرا و آبم ندهدمخمور خودم کند شرابم ندهدعطار»مختارنامه»باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق»شمارهٔ 9