عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یزاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگرچه گل تر درآمدن سر تیز استچه سود که در وقت شدن خونریز است2نقل کریںتاروی نمود گل همی پشت بداددردا که وصال گل فراق آمیز است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کنور ماتم خویش میکنی اکنون کنعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 38اگلی نظممیریخت گل و ز خاک مفرش میکردوز بیم شدن سینه پُر آتش میکردعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 40زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهم عابد و هم زاهد و هم خونریز استخونریزی او خلاصهٔ پرهیز استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 451چیزی که ورای دانش و تمییز استچون هر چیزش مدان که چیزی نیز استعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کنور ماتم خویش میکنی اکنون کنعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 38
اگلی نظممیریخت گل و ز خاک مفرش میکردوز بیم شدن سینه پُر آتش میکردعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 40
چیزی که ورای دانش و تمییز استچون هر چیزش مدان که چیزی نیز استعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 15