عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونكنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کنور ماتم خویش میکنی اکنون کن2نقل کریںوی صبح چو عمر گل به یک دم گرو استآن دم بزن و از گروش بیرون کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتاگل ز گریبان چمن سر بر کردبلبل هر دم مشغلهٔ دیگر کردعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 37اگلی نظمگرچه گل تر درآمدن سر تیز استچه سود که در وقت شدن خونریز استعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 39ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتاگل ز گریبان چمن سر بر کردبلبل هر دم مشغلهٔ دیگر کردعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 37
اگلی نظمگرچه گل تر درآمدن سر تیز استچه سود که در وقت شدن خونریز استعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 39