عطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 56شمارهٔ 56شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اكہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون صبح دمید ودامن شب شد چاکبرخیز و صبوح کن چرائی غمناک2نقل کریںمی نوش دمی که صبح بسیار دمداو روی به ما کرده و ما روی به خاک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا گل بین جامهٔ چاک آوردهوز غنچه صباش بر مغاک آوردهعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 55اگلی نظمصبح از پس کوه روی بنمود ای دوستخوش باش و بدان که بودنی بود ای دوستعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 57زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز گریهٔ زار ابر، گل تازه و پاکخندان بدمید دامن خود زده چاکعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 38گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاکدردا که نشد پاک و شد از درد هلاکعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا گل بین جامهٔ چاک آوردهوز غنچه صباش بر مغاک آوردهعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 55
اگلی نظمصبح از پس کوه روی بنمود ای دوستخوش باش و بدان که بودنی بود ای دوستعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 57
از گریهٔ زار ابر، گل تازه و پاکخندان بدمید دامن خود زده چاکعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 38
گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاکدردا که نشد پاک و شد از درد هلاکعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 7