عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اكہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز گریهٔ زار ابر، گل تازه و پاکخندان بدمید دامن خود زده چاک2نقل کریںزان میگریم چو ابر بر خاک تو زارتا بو که چو گل شکفته گردی از خاک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای رفته و ما را به هلاک آوردهوان سرو بلند در مغاک آوردهعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 37اگلی نظمبس زود به مرگ کردی آهنگ آخرگویی رفتی هزار فرسنگ آخرعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 39زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون صبح دمید ودامن شب شد چاکبرخیز و صبوح کن چرائی غمناکعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 56گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاکدردا که نشد پاک و شد از درد هلاکعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای رفته و ما را به هلاک آوردهوان سرو بلند در مغاک آوردهعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 37
اگلی نظمبس زود به مرگ کردی آهنگ آخرگویی رفتی هزار فرسنگ آخرعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 39
چون صبح دمید ودامن شب شد چاکبرخیز و صبوح کن چرائی غمناکعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 56
گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاکدردا که نشد پاک و شد از درد هلاکعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 7