عطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 57شمارهٔ 57شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ودایدوستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصبح از پس کوه روی بنمود ای دوستخوش باش و بدان که بودنی بود ای دوست2نقل کریںهر سیم که داری به زیان آر که عمرچون درگذرد نداردت سود ای دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون صبح دمید ودامن شب شد چاکبرخیز و صبوح کن چرائی غمناکعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 56اگلی نظمهر روز برآنم که کنم شب توبهوز جام پیاپی لبالب توبهعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 58ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون صبح دمید ودامن شب شد چاکبرخیز و صبوح کن چرائی غمناکعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 56
اگلی نظمهر روز برآنم که کنم شب توبهوز جام پیاپی لبالب توبهعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 58