عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 8شمارهٔ 8شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اییستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون هم نفسِ همه کسی هر جاییستپس هم نفست خموشی و تنهاییست2نقل کریںدر صدق ز صبح نیستی روشنتراول که نفس زند دوم رسواییست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیهمدم اگر دمی زنی نقصان استزیرا که تو را همدم مطلق جان استعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 7اگلی نظمای صبح اگر از پرده عَلَم خواهی زدبی تیغ مرا سر چو قَلَم خواهی زدعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 9زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز کفر و ز اسلام برون صحرائیستما را به میان آن فضا سودائیسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 157بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیستکانجا نه مقام هر تر و رعنائیسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 255ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیهمدم اگر دمی زنی نقصان استزیرا که تو را همدم مطلق جان استعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 7
اگلی نظمای صبح اگر از پرده عَلَم خواهی زدبی تیغ مرا سر چو قَلَم خواهی زدعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 9