رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 157رباعی شمارهٔ 157شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اییستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیصداکار: بهناز شکوهیآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز کفر و ز اسلام برون صحرائیستما را به میان آن فضا سودائیست2نقل کریںعارف چو بدان رسید سر را بنهدنه کفر و نه اسلام و نه آنجا جائیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز عهد مگو که او نه بر پای من استچون زلف تو عهد من شکن در شکن استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 156اگلی نظماز نوح سفینه ایست میراث نجاتگردان و روان میانهٔ بحر حیاترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 158زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون هم نفسِ همه کسی هر جاییستپس هم نفست خموشی و تنهاییستعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 8بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیستکانجا نه مقام هر تر و رعنائیسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 255آڈیوصداکار منتخب کریںبهناز شکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز عهد مگو که او نه بر پای من استچون زلف تو عهد من شکن در شکن استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 156
اگلی نظماز نوح سفینه ایست میراث نجاتگردان و روان میانهٔ بحر حیاترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 158
چون هم نفسِ همه کسی هر جاییستپس هم نفست خموشی و تنهاییستعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 8