عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 9شمارهٔ 9شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مخواهیزدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای صبح اگر از پرده عَلَم خواهی زدبی تیغ مرا سر چو قَلَم خواهی زد2نقل کریںزان سِر که میان من و یار است امشبدم نتوان زد چرا تو دم خواهی زد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون هم نفسِ همه کسی هر جاییستپس هم نفست خموشی و تنهاییستعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 8اگلی نظموقت است که ساقی سرِ می بگشایدمطرب ره چنگ و دم نی بگشایدعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 10ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون هم نفسِ همه کسی هر جاییستپس هم نفست خموشی و تنهاییستعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 8
اگلی نظموقت است که ساقی سرِ می بگشایدمطرب ره چنگ و دم نی بگشایدعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 10