این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
چون شرح توان داد که حالم چونست
هر اشک که ازدیدهٔ من میریزد
گر بشکافی هزار دریا خونست
زمین
جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خون ست
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 3
با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 225
یاری که به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد که دل تو چونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 452
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 71
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 31
گرچه غمم از گریستن بیرونست
هر روز مرا گریستن افزونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 46
فارسی متن کا ماخذ: گنجور