زمین
جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خون ست
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 3
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 71
گرچه غمم از گریستن بیرونست
هر روز مرا گریستن افزونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 46
این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
چون شرح توان داد که حالم چونست
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 6
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 31
یاری که به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد که دل تو چونست
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 452