عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 7شمارهٔ 7شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونگرددہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر اول کار، آتش افزون گرددخاکستر بین که آخرش چون گردد2نقل کریںاوّل تن تو چو دل شود غرّه مباشکاخر بینی کان همه دل خون گردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهرگه که بدان بحر محقّق برسیدر حال به گرداب اناالحق برسیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 6اگلی نظمفانی شده، تا بود، مشوّش نشودباقی به وجود جز در آتش نرودعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 8زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخون دل عاشقان چو جیحون گرددعاشق چو کفی بر سر آن خون گرددرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 655نی طعم می است تا دگرگون گرددنی خم که تهی شود چو وارون گرددنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 60خون دل من که هر دم افزون گردددریا دریا ز دیده بیرون گرددعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 4ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهرگه که بدان بحر محقّق برسیدر حال به گرداب اناالحق برسیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 6
اگلی نظمفانی شده، تا بود، مشوّش نشودباقی به وجود جز در آتش نرودعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 8
نی طعم می است تا دگرگون گرددنی خم که تهی شود چو وارون گرددنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 60
خون دل من که هر دم افزون گردددریا دریا ز دیده بیرون گرددعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 4