شاعر: نظیری نیشابوری
نی طعم می است تا دگرگون گردد
نی خم که تهی شود چو وارون گردد
صد روزن اگر ببندی و بگشایی
کی پرتو خور ناقص و افزون گردد
زمین
خون دل عاشقان چو جیحون گردد
عاشق چو کفی بر سر آن خون گردد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 655
خون دل من که هر دم افزون گردد
دریا دریا ز دیده بیرون گردد
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 4
گر اول کار، آتش افزون گردد
خاکستر بین که آخرش چون گردد
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 7
فارسی متن کا ماخذ: گنجور