عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77شمارهٔ 77شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ربازہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر باز2نقل کریںهر لحظه رهی که میروم چون خاممزان در آتش گرفتهام از سر باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: بر نمیباید خاستتا پیش تو سرگذشت برگویم راستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 76اگلی نظمشمع آمد و گفت: در بلا باید سوختوز آتش سر بر سر پا باید سوختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 78زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر در ره عشق او نباشی سرباززنهار مکن حدیث عشقی سربازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 959ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: بر نمیباید خاستتا پیش تو سرگذشت برگویم راستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 76
اگلی نظمشمع آمد و گفت: در بلا باید سوختوز آتش سر بر سر پا باید سوختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 78