عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 78شمارهٔ 78شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ابایدسوختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: در بلا باید سوختوز آتش سر بر سر پا باید سوخت2نقل کریںمن آمده در میان جمعی چو بهشتدرآتش دوزخم چرا باید سوخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77اگلی نظمشمع آمد و گفت: سوز پروانه جداستکاو را پر سوخت سوز من سر تا پاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 79ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77
اگلی نظمشمع آمد و گفت: سوز پروانه جداستکاو را پر سوخت سوز من سر تا پاستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 79